تبلیغات
دلنوشته های نیایش
 
من از عالم تو را تنها گزیدم روا داری که من غمگین نشینم ؟!

تو و من ....

نوشته شده توسط :نیایش
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397-04:26 ب.ظ

من از تمام آسمان یک باران را میخواهم… 

از تمام زمین یک خیابان را…

و از تمام تو…

یک دست که قفل شود در دست من…...!!!





نظرات() 

دلتنگی.....

نوشته شده توسط :نیایش
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397-01:27 ب.ظ

دلم به عظمت باران برایت دلتنگی میکند… ؛
امروز عجیب؛
بی واژه؛
بی حصار… ؛
می خواهمت…




نظرات() 

دست در دست تو می مانم

نوشته شده توسط :نیایش
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397-10:11 ق.ظ

پا به پای من بیا

دست در دست تو می مانم

لیلی می شوم

مجنون باش

بگذار دور شویم از این شهر

من بانو می شوم برای لحظه هایت

تو آقای ثانیه هایم باش

بیا و ببین من جور دیگر دوستت خواهم داشت

مثلا باران بیاید

دستت را می گیرم

با هم به خیابان می رویم

و بلند بلند برایت لیلی و مجنون می خوانم

برایت لاک قرمز می زنم

و میان جمع تو را می بوسم

پا به پای من بیا

من

شهر بهتری می شناسم

میان بازوانم

میان بازوانت.





نظرات() 

کاش می دیدم

نوشته شده توسط :نیایش
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397-12:16 ق.ظ

کاش می‌دیدم چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
می‌تابانی
بال مژگان بلندت را
می‌خوابانی

آه وقتی که دو چشمانت
آن جام لبالب از جان‌دارو را
سوی این تشنه جان سوخته می‌گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می‌گذرد
روح گل‌رنگ شراب
در تنم می‌گردد
دست ویرانگر شوق
پرپرم می‌کند ای غنچه رنگین، پرپر

من در آن لحظه که چشم تو به من می‌نگرد
برگ خشکیده ایمان را
در پنجه باد
رقص شیطان خواهش را
در آتش سبز
نور پنهانی بخشش را
در چشمه مهر
اهتزاز ابدیت را می‌بینم

بیش از این سوی نگاهت نتوانم نگریست
اهتزاز ابدیت را یارای تماشایم نیست

کاش می‌گفتی چیست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است




نظرات() 

بی تو من زنده نمانم

نوشته شده توسط :نیایش
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397-06:12 ب.ظ

بی تو طوفان زده دشت جنونم

صیدافتاده به خونم

تو چه‌سان می‌گذری غافل از اندوه درونم؟

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی

بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره‌ای اشک درخشید به چشمان سیاهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

تو ندیدی...

نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی

چون در خانه ببستم،

دگر از پا نشستم

گوئیا زلزله آمد،

گوئیا خانه فروریخت سر من

بی تو من در همه شهر غریبم

بی تو، کس نشنود ازاین دل بشکسته صدائی

بر نخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی

تو همه بود و نبودی

تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من

که ز کویت نگریزم

گر بمیرم ز غم دل

به تو هرگز نستیزم

من و یک لحظه جدایی؟

نتوانم، نتوانم

بی تو من زنده نمانم





نظرات() 

بیعنوان

نوشته شده توسط :نیایش
شنبه 15 اردیبهشت 1397-11:05 ق.ظ

یـه وقـتهـایـی دلـتـــ مـیـخـواد یــه پـــرانــتـز بــاز کـنـی

کـسـى کــه دوسـش داری رو بـــذاری تــوش !
بــعـد پــرانـتــز رو بـبــنـدی

،کـه مـبـادا دسـت احـــدالـنـــاسـی بـهـش بـرسـه . . . !
و یــه جــایــی دلــتـــ مـى خـــواد دسـتــشو بــکـشـی . . .
نـــگـهش داری . . .
صــورتــش رو مــیـون دســتـاتــ مــحکـم بــگـیـری
بــگـی : بــبـیـن . . . !
مـن دوستـتــ ❤ دارم




نظرات() 

bi to

نوشته شده توسط :نیایش
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397-09:49 ب.ظ

ای همیشه خوب!
ای همیشه آشنا!

هر طرف که میکنم نگاه
تا همه کرانه های دور

عطر و خنده و ترانه می کند شنا
در میان بازوان تو!

ماهی همیشه تشنه ام
ای زلال تابناک!

یک نفس اگر مرا به حال خود رها کنی
ماهی تو جان سپرده روی خاک...


***


من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز عالم تو را دوست دارم

چه شبها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم: تورا دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!

من ای حس مبهم تورا دوست دارم

سلامی صمیمی تر ازغم ندیدم

به اندازه غم تورا دوست دارم

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

بگوییم با هم : تورا دوست دارم

جهان یک دهان شد هم آواز با ما:

تو را دوست دارم، تورا دوست دارم...




نظرات() 

مرا ببخش

نوشته شده توسط :نیایش
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397-07:59 ب.ظ

سکوت میکنم و عشـق در دلم جاری ست 

که این شـگفت ترین نوع خویشـتن داری ست 

تـمام روز ، اگر بی تفـاوتم ؛ امـــــا

شـــبم قرین شکنجه ، دچـار بیـــداری ست 

رهـــا کن آنچه شنیدی و دیـدی ، هر چــیز

به جز مــن و تــو و عشق مــن و تــو ، تکراری ست

مرا ببـــخش ! بـدی کرده ام به تــو ، گاهی

کمال عشـــق ، جــنون است و دیگر آزاری ست

مرا ببــخش اگر لـحظه هایم آبــی نیـــست 

ببــخش اگر نفــسم ، سـرد و زرد و زنگاری ست

بهشـــت مــن ! به نســیم تبســمی دریاب 

جـهانِ جـهنم مـا را ، که غـرق بـیزاری ست



" حســــین مـــنزوی "




نظرات() 

واگذاشتنی

نوشته شده توسط :نیایش
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397-07:49 ب.ظ

به غیر از دل 


که عزیز و نگه داشتنی ست 


جهان و هر چه در آن است واگذاشتنی ست ...




صائب تبریزی




نظرات() 

زمان کوچ کردن

نوشته شده توسط :نیایش
پنجشنبه 24 اسفند 1396-07:15 ب.ظ

جداکننده






در آخریــن روزهای

زمستانی 


برایتان دعا می کنم

دستتان 

روزی رسان باشد

دلواپسی 

در خیالتان نماند

عشـق در دلتان خانه کند

و زندگیتان 

غرق در آرامش باشد



جداکننده





اسفند داره تموم میشه 

وقت کوچ کردن به

فروردین رسیده ، وقت

بخشیدن و صاف کردن

دل، پس ببخش اگربا

نگاهی یا صدایی یا

زبانی بر دلت زخمی زدم 



جداکننده








بهار

ثانیه به ثانیه

نزدیک تر می شود


به اندازه ی همه ی

شکوفه های بهاری


برایتان آرزوهای قشنگ دارم




گیف




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox