تبلیغات
دلنوشته های نیایش
 
من از عالم تو را تنها گزیدم روا داری که من غمگین نشینم ؟!

توقع !!!

نوشته شده توسط :نیایش
سه شنبه 10 بهمن 1396-04:08 ب.ظ

دوست داری خوشبخت باشی؟

از هیچ کس هیچ توقعی نداشته باش !


عکس نوشته




نظرات() 

زندگیتان عاشقانه

نوشته شده توسط :نیایش
شنبه 7 بهمن 1396-08:39 ب.ظ


زندگی زیباست

 حتی اگر کور باشی ، 

خوش آهنگ است 

حتی اگر کر باشی

مسحور کننده است 

حتی اگر فلج باشی ،

 اما بی ارزش است 

اگر ثانیه ای عاشق نباشی


زندگی تان عاشقانه





عکس




نظرات() 

خاطره ....

نوشته شده توسط :نیایش
پنجشنبه 5 بهمن 1396-10:44 ب.ظ


از بعضی از آدمها تنها خاطره می ماند !


از بعضی های دیگر هم هیچ !


خاطره ساختن لیاقت می خواهد !


برای هم خاطرات خوب بسازیم 



عکس




نظرات() 

مهربونی ....

نوشته شده توسط :نیایش
پنجشنبه 5 بهمن 1396-12:02 ب.ظ


مہربانی درڪلام

اعتمادبہ ‌نفس ایجاد می ڪند

مہربانی در ذهن

ڪمال ایجاد می ڪند

و مہربانی دربخشش

عشق ایجاد می ڪند


امید ڪہ زندگی‌تان

سرشار ازموفقیت

و شادیهای روزافزون گردد






عکس




نظرات() 

تا هستی زندگی كن

نوشته شده توسط :نیایش
دوشنبه 2 بهمن 1396-06:46 ق.ظ

زندگی لمس لحظه هاست

  لحظه های بودن

  لحظه های ماندن

لحظه های ترس وتنهایی،

لحظه های عشق وشیدایی،



تا هستی زندگی كن



عکس




نظرات() 

مهربانی

نوشته شده توسط :نیایش
دوشنبه 25 دی 1396-05:58 ب.ظ

در زمستان هم میتوان بهار بود

 مهربانی

مثل باران است...

                  رایگان

            اما....با ارزش !

با مهربانی امید را در

 دلها زنده نگه داریم 




گیف




نظرات() 

دَرد ...

نوشته شده توسط :نیایش
شنبه 9 دی 1396-04:55 ب.ظ


دَرد که بزرگ شد،

در لباس فریاد نمی گُنجد...

فقط باید"سکوت"کرد...

بُغض وقتی بزرگ شد،نمیشکند...

فقط"نفست"را میبُرد...

فاصله وقتی که زیاد شد،

دلت دیگر"تَنگ"نمیشود...

فقط میشکند...

عاشقانه هایت وقتی اوج میگیرد،

کسی باور نمیکند...

فقط برای مردم "جالب"ست...

بعضی ها میخندند و میگذرند...و

بعضی ها سادگیت را پَسند میکنند...و

چه غم انگیز است این دَرد ...




نظرات() 

یک لحظه رهایی ز خیال تو ندارم

نوشته شده توسط :نیایش
یکشنبه 5 آذر 1396-11:46 ب.ظ


هر چند امیدی به وصال تو ندارم

یک لحظه رهایی ز خیال تو ندارم

ای چشمه ی روشن ! منم آن سایه که نقشی

در آینه ی چشم زلال تو ندارم 

می دانی و می پرسیم ای چشم سخنگوی

جز عشق جوابی به سوال تو ندارم

ای قمری هم نغمه ! درین باغ پناهی

جز سایه ی مِهرِ پر و بال تو ندارم

از خویش گریزانم و سوی تو شتابان

با این همه راهی به وصال تو ندارم

 

شفیعی کدکنی



http://uupload.ir/files/5qvj_6ag7_photo_2017-11-11_00-17-32.jpg




نظرات() 

باران می بارد

نوشته شده توسط :نیایش
جمعه 3 آذر 1396-08:54 ب.ظ



بــاران میـــــبارد

به دعــــــای کداممان، نمـــیدانم!

من همین قدر میدانم باران صـــدای پای اجــابت است

و خـــدا با همه جبروتش نـاز میخــــرد!

پس نیـــــــــــاز کن 



متحرک




نظرات() 

قربان آن گلی که مرا خوار کرده است

نوشته شده توسط :نیایش
سه شنبه 30 آبان 1396-10:54 ق.ظ

ما را کبوترانه وفادار کرده است

آزاد کرده است و گرفتار کرده است

بامت بلند باد که دلتنگیت مرا

از هر چه هست غیر تو بیزار کرده است

خوشبخت آن دلی که گناه نکرده را

در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است

تنها گناه ما طمع بخشش تو بود

ما را کرامت تو گنه کار کرده است

چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر

قربان آن گلی که مرا خوار کرده است



فاضل نظری




نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox