تبلیغات
دلنوشته های نیایش - به حرمت شهدای دست بسته ...
 
من از عالم تو را تنها گزیدم روا داری که من غمگین نشینم ؟!

به حرمت شهدای دست بسته ...

نوشته شده توسط :نیایش
سه شنبه 26 خرداد 1394-11:02 ق.ظ



"الا یا ایها الساقی ادر کأسا" و ناولها"

که درد عشق را هرگز نمی‎فهمند عاقل‎ها

نه آدابی، نه ترتیبی، که حکم عاشقی حُب است

ندارد عشق جایی بین توضیح‎المسائل‎ها

به ذکر «یاعلی» آغاز شد این عشق پس غم نیست

اگر "آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‎ها"

همین که دل به لبخند کسی بستند فهمیدند

"جرس فریاد میدارد که بربندید محمل‎ها"

به یمن ذکر «یازهرا»یشان شد باز معبرها

"که سالک بی‎خبر نبوَد ز راه و رسم منزل‎ها"

به گوش موج‎ها خواندند غواصان شب حمله:

"کجا دانند حال ما سبک‎باران ساحل‎ها"

شب حمله گذشت و بعد بیست و هفت سال امروز

چنین با دستِ بسته، سر برآوردند از گِل‎ها

چگونه موج فتنه غرق خاک و خونشان کرده

که بی‎تاب است بعد از سال‎ها از داغشان دل‎ها

و راز دست‎های بسته آخر فاش شد،آری!

"نهان کی مانَد آن رازی کزو سازند محفل‎ها؟"

شهادت آرزوشان بود و از دنیا گذر کردند

"متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها"


(بشری صاحبی)





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox