تبلیغات
دلنوشته های نیایش - عرفه
 
من از عالم تو را تنها گزیدم روا داری که من غمگین نشینم ؟!

عرفه

نوشته شده توسط :نیایش
چهارشنبه 1 مهر 1394-12:48 ب.ظ



پس

هرگاه كه تو را خواندم، پاسخم گفتی؛

هرچه از تو خواستم، عنایتم فرمودی؛

هرگاه اطاعتت كردم، قدردانی و تشكر كردی؛

و هر زمان كه شكرت را بر جا آوردم، بر نعمتهایم افزودی؛

و اینها همه چیست؟
جز نعمت تمام و كمال و احسان بی‌پایان تو!؟

كدام یك از نعمت‌های تو را می‌توانم بشمارم

یا حتی به یاد آورم و به خاطر بسپارم؟

خدایا! الطاف خفیه‌ات و مهربانی‌های پنهانی‌ات بیشتر  از نعمتهای آشكار توست.

خدایا ! من را آزرمناك خویش قرار ده آن‌سان كه انگار می‌بینمت.

من را آنگونه حیامند كن كه گویی حضور عزیزت را احساس می‌كنم.

خدایا!

من را با تقوای خودت سعادتمند گردان

و با مركب نافرمانی‌ات به وادی شقاوت و بدبختی‌ام مكشان.

در قضایت خیرم را بخواه
و قدرت بركاتت را بر من فروریز

 تا آنجا كه تأخیر را در تعجیل‌های تو و تعجیل را در تأخیرهای تو نپسندم.

آنچه را كه پیش می‌اندازی دلم هوای تاخیرش را نكند

و آنچه را كه بازپس می‌نهی من را به شكوه و گلایه نكشاند.

پروردگار من!

من را از هول و هراس‌های دنیا و غم و اندوه‌های آخرت، رهایی ببخش

و من را از شر آنان كه در زمین ستم می‌كنند در امان بدار.

خدایا!

به كه واگذارم می‌كنی؟

به سوی كه می‌فرستی‌ام؟

به سوی آشنایان و نزدیكان؟ تا از من ببرند و روی بگردانند؛

یا به سوی غریبان و غریبگان تا گره در ابرو بیافكنند و مرا از خویش برانند؟

یا به سوی آنان كه ضعف مرا می‌خواهند و خواری‌ام را طلب می‌كنند؟

 من به سوی دیگران دست دراز كنم؟

 در حالی كه خدای من تویی و تویی كارساز و زمامدار من.

ای توشه و توان سختی‌هایم!

ای همدم تنهایی‌هایم!

ای فریادرس غم‌ها و غصه‌هایم!

ای ولی نعمت‌هایم‌!

ای پشت و پناهم در هجوم بی‌رحم مشكلات!

ای مونس و مأمن و یاورم در كنج عزلت و تنهایی و بی‌كسی!

ای تنها امید و پناهگاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگی!

ای كسی كه هر چه دارم از توست و از كرامت بی‌انتهای تو!

تو پناهگاه منی؛

تو كهف منی؛

تو مأمن منی؛

وقتی كه راه‌ها و مذهب‌ها با همه فراخی‌شان مرا به عجز می‌كشانند

و زمین با همه وسعتش، بر من تنگی می‌كند،

اگر نبود رحمت تو، بی‌تردید من از هلاك‌شدگان بودم

و اگر نبود محبت تو، بی‌شك سقوط و نابودی تنها پیش‌روی من می‌شد.

ای زنده!

ای معنای حیات؛ زمانی كه هیچ زنده‌ای در وجود نبوده است.

ای آنكه با خوبی و احسانش خود را به من نشان داد

و من با بدی‌ها و عصیانم، در مقابلش ظاهر شدم.

ای آنكهدر بیماری خواندمش و شفایم داد؛

در جهل خواندمش و شناختم عنایت كرد؛

در تنهایی صدایش كردم و جمعیتم بخشید؛

در غربت طلبیدمش و به وطن بازم گرداند؛

در فقر خواستمش و غنایم بخشید؛

من آنم كه بدی كردم من آنم كه گناه كردم

من آنم كه به بدی همت گماشتم

من آنم كه در جهالت غوطه‌ور شدم

من آنم كه غفلت كردم

من آنم كه پیمان بستم و شكستم

من آنم كه بدعهدی كردم ...

و ... اكنون بازگشته‌ام.

بازآمده‌ام با كوله‌باری از گناه و اقرار به گناه.

پس تو در گذر ای خدای من!

ببخش ای آنكه گناه بندگان به او زیان نمی‌رساند

ای آنكه از طاعت خلایق بی‌نیاز است

 و با یاری و رحمتش مردمان را به انجام كارهای خوب توفیق می‌دهد.

معبود من!

اینك من پیش روی توأم و در میان دست‌های تو.

آقای من!

بال گسترده و پرشكسته و خوار و دلتنگ و حقیر.

نه عذری دارم كه بیاورم نه توانی كه یاری بطلبم،

نه ریسمانی كه بدان بیاویزم

و نه دلیل و برهانی كه بدان متوسل شوم.

چه می‌توانم بكنم؟ وقتی كه این كوله‌بار زشتی و گناه با من است!؟

انكار !؟

چگونه و از كجا ممكن است و چه نفعی دارد وقتی كه همه اعضاء و جوارحم،

به آنچه كرده‌ام گواهی می‌دهند؟

خدای من!

خواندمت، پاسخم گفتی؛

از تو خواستم، عطایم كردی؛

به سوی تو آمدم، آغوش رحمت گشودی؛

به تو تكیه كردم، نجاتم دادی؛

به تو پناه آوردم، كفایتم كردی؛

خدایا!

از خیمه‌گاه رحمتت بیرونمان نكن.

از آستان مهرت نومیدمان مساز.

آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مكشان.

از درگاه خویشت ما را مران.

ای خدای مهربان!

بر من روزی حلالت را وسعت ببخش

و جسم و دینم را سلامت بدار

و خوف و وحشتم را به آرامش و امنیت مبدل كن

و از آتش جهنم رهایم ساز.

خدای من!

اگر آنچه از تو خواسته‌ام، عنایت فرمایی، محرومیت از غیر از آن، زیان ندارد

و اگر عطا نكنی هرچه عطا جز آن منفعت ندارد.

یا رب! یا رب! یا رب!

خدای من!

این منم و پستی و فرومایگی‌ام

و این تویی با بزرگی و كرامتت

از من این می‌سزد و از تو آن ...

چگونه ممكن است به ورطه نومیدی بیفتم

 در حالی كه تو مهربان و صمیمی جویای حال منی.

خدای من!

تو چقدر با من مهربانی با این جهالت عظیمی كه من بدان مبتلایم!

تو چقدر درگذرنده و بخشنده‌ای با این همه كار بد كه من می‌كنم

و این همه زشتی كردار كه من دارم.

خدای من!

تو چقدر به من نزدیكی با این همه فاصله‌ای كه من از تو گرفته‌ام.

تو كه این قدر دلسوز منی ...

خدایا تو كی نبودی كه بودنت دلیل بخواهد؟

تو كی غایب بوده‌ای كه حضورت نشانه بخواهد؟

تو كی پنهان بوده‌ای كه ظهورت محتاج آیه باشد؟

كور باد چشمی كه تو را ناظر خویش نبیند.

كور باد نگاهی كه دیده‌بانی نگاه تو را درنیابد.

بسته باد پنجره‌ای كه رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود
.
و زیانكار باد سودای بنده‌ای كه از عشق تو نصیب ندارد.

خدای من!

مرا از سیطره ذلت بار نفس نجات ده

 و پیش از آنكه خاك گور، بر اندامم بنشیند از شك و شرك، رهایی‌ام بخش.

خدای من!

چگونه ناامید باشم، در حالی كه تو امید منی!

چگونه سستی بگیرم، چگونه خواری پذیرم كه تو تكیه‌گاه منی!

ای آنكه با كمال زیبایی و نورانیت خویش،

 آنچنان تجلی كرده‌ای كه عظمتت بر تمامی ما سایه افكنده...

یا رب...یا رب...یا رب...

(ترجمه بخشی از دعای عرفه از دکتر علی شریعتی)





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox