من از عالم تو را تنها گزیدم روا داری که من غمگین نشینم ؟!

کجایی گل نرگس؟

نوشته شده توسط :نیایش
چهارشنبه 8 بهمن 1393-11:43 ق.ظ



عصر یک جمعه ی دلگیر، دلم گفت بگویم ، بنویسم ،

که چرا عشق به انسان نرسیده ست؟
چرا آب به گلدان نرسیده ست؟

چرا لحظه ی باران نرسیده ست؟

و چرا هیچ کسی ، در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده ست ،

و به ایمان نرسیده ست ؟

وغم عشق به پایان نرسیده ست ؟

بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد ،

که هنوزم که هنوز است ، چرا یوسف گمگشته
به کنعان نرسیده ست ؟

چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده ست ؟

دل عشق ترک خورد ،گل زخم نمک خورد ،

زمین مرد ، زمان بر سر دوشش غم واندوه به انبوه فقط برد ،

زمین مرد...

خداوند گواه است که دل چشم به راه است ، و در حسرت یک پلک نگاه است...

ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی ،

برسد کاش صدایم به صدایی…

عصر این جمعه ی دلگیر وجود تو کنار دل هر بی دل آشفته شود حس ،

تو کجایی گل نرگس؟




نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox