تبلیغات
دلنوشته های نیایش - مطالب کودک درون
 
من از عالم تو را تنها گزیدم روا داری که من غمگین نشینم ؟!

برای عمو فیتیله ای های غمگین این روزهایمان

نوشته شده توسط :نیایش
پنجشنبه 21 آبان 1394-03:36 ق.ظ




در تمام سالهای طولانی که خنده را به لب ما و بچه هایمان نشاندید،

 کسی برای تقدیر از شما بیانیه ای صادر نکرد.

هر چه برای خوشحالی بچه ها، خاک صحنه خوردید و زیر پروژکتورهای داغ استودیوها خیس عرق شدید،

هر چه به کودکان سرزمینم، در قالبهای شاد و متنوع،

از خدا و دین و اخلاق و انسانیت و آزادگی و جوانمردی و وطن دوستی آموختید،

هر چه بخاطر لبخند معصومشان، لباس نوزاد و پیرزن به تن کردید،

 گاو و الاغ و مرغ و خروس و سگ و گربه و ...شدید،

کسی از شما قدردانی نکرد، به چشم کسی نیامد.

در سفرهای دور و دراز از جاده های صعب العبور به مناطق محروم،

 برای نوازش و تشویق کودکان مستعد اما محروم و بی چیز،

کسی همراهتان نشد.

نجات آن اعدامی اهل بم، بخاطر نامه ای که دختر هشت ساله اش برایتان نوشته بود

و دوندگی های شما را کسی ندید.

دلجویی تان از خانواده های داغدار بچه های قربانی در آن ورزشگاه لعنتی

 که دلیلی جز سوء مدیریت مسئولین و مدیران  مربوطه نداشت،

حضور مداومتان در آسایشگاه بچه های معلول ، کودکان سرطانی، اهدای خون ،

 برنامه های کوچک و بزرگ نیکوکاری،...

هیچکدام از اینها چیزی نبودند که به چشم مسئولین و ایضا"، بسیاری از ما مردمان این آب و خاک

بیاید وتحسینی و تشکری را بدرقه ی خستگی هاتان کند...

اما، تنها یک اشتباه کافی بود

 تا سیل پیامها و لعن و نفرین ها و خط و نشان کشیدن ها را به سویتان سرازیر کند،

رگ غیرت و تعصب قومی و نژادی را ، بر گردن جماعتی برآورد و سیل جمعیت را به خیابانها بکشاند،

سوژه ی طراز اول بحث گروههای مجازی  و بهانه ی انتقام کشی اهل سیاست و صاحبان قدرت شوید،

و پذیرش اشتباه و عذرخواهی صادقانه تان را هم نه کسی ببیند و نه کسی بشنود و نه کسی بپذیرد...

من نگران شما هستم، عموهای دوست داشتنی فیتیله ای!

اگر چه فرزندان من دیگر آنقدر قد کشیده اند که کمتر پای برنامه تان بنشینند،

و خودم آنقدر این روزها گرفتار شده ام که کمتر بیاد آورم؛

نظاره ی عمیق ترین شادی ها و قهقهه ی کودکانم را ،

 حین تماشای فیتیله ی زیبای شما تجربه کرده ام!

که بهای این خاطره را، سپید شدن موی شما پرداخته،

دستتان را می بوسم

و دعا می کنم در این روزهای سخت، در روزگاری که خطای انسان جایزالخطا را کسی برنمی تابد،

و تاوان تعصبات و انتقام کشی ها را ، نه مدیران صاحب قدرت،

که همان اهالی هنر و اندیشه ی زیردست و خاک صحنه خورده می پردازند،

که رسم مروت و انصاف از میانمان رخت برنبندد،

و ما و بچه های ما را از ادامه ی حضورتان در قاب تصویر محروم نکند...

منبع : میرزا قلمدون

mirzaghalamdoon.ir






نظرات() 




درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox